خرید بک لینک

درباره سایت

فصل آخر

امکانات وب

و مردی هندو

که همه چیزش را

به یک میلیون پول نقد

با رضایت تمام

فروخت

چقدر هم خوشحال

که فردا

حقوقها را میریزند

و اثبات میکند

که حق با اوست

موقع کارت بکارت اما

خودپرداز خراب بود

یک نفر عرق سرد میریخت

یک نفر درتب میسوخت

یک نفر کباب میخورد

یک نفر قیلوله رفته بود

یک نفر در سکوت گوش میداد

یک نفر هم گفت مرسی

و مرد با خیالی آسوده

برگشت

برچسب: کارتون,کارت ملی هوشمند,کارت ویزیت, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:36

عینغینغیژویژترترترترترتررررهیوووووووونبیقس ی س س سای ایا ایا ای ای ایبور ر ر ر ر رهی ی ی ی شتق تق تق تقدار دار داردار دارهیشایناوننچ نچ نچ نچتس تس تس تسهر هر هر هر هرغار غار غار غار غارتس س س س س سر ر ر ر ر ر ر چلقرچلق چلقتیک تاک تیک تاکجبرینگ جیزینگ جیرینگهو و وو و وفای هی ی ی یعلرلرلرلرلرلررلرلرقوووووووووووووبیقپیسقارررررررررردارررررررراووووووووناینننننننننبووووووووونهیررررررررچی چی چی چی چی چیپقتلق تولوقای ای او اورر رر رر رر رر ررپیلیک پبلیک پیلیکووووووونتیو تیو تیوبوق بوق بوق بوقننویس جناب سروانجون مادرت ننویسسوت

برچسب: آهنگ جدید,آهنگ شاد,آهنگ تولدت مبارک, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:35

پدر

نقطه

پدرم

نقطه

پدرم

نقطه

داره

نقطه

پدرم داره

نقطه

پدرم داره در میاد

نقطه




اما

نقطه

ترس

نقطه

میترسم

نقطه

قبلش

نقطه

له برم

نقطه

یتیمچه بشم

نقطه

اما میترسم قبلش له بشم یتیمچه برم


برچسب: لها,لهيب الحقد,لهون وبس, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:35

دو خوشهکهکشانیپر از ستارهو یک دوجین سحابی وکوتوله و سیاه چالهدر یک تا هزار بعد غیر قابل تصورهمه کلمات ناهمگونو مونولوگهای درونیکه دیشب در هم فرو رفتندبرخورد کردندو محل برخوردشان هم گویادرون کره ی استخوانی پر از سوراخی بودبه اسم سردمی بعد از آنحاصلش مارپیچیبه شکل علامت سوال بودکه میپرسیدبرای کی؟برای چی؟خودت رو جر دادیحالا چی؟حالاکنیاکشکم خالیرفلکسگوش سپردنبه بازار داغ اراجیفو تماشای آهسته ی صحنه های برخوردمثل یک آدم بیخوددر حالی کهافسر کشیک هم حتیخواب خواب  است

برچسب: قیمت دلار,قیمت طلا,قیمت خودرو, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:35

یه حرفی بزن

که قبلا

هیییییییییییشکی

نزده باشه

باشه

من

آگاهانه

و در کمال

سلامت روحی و روانی

از دریچه ی صداقت و راستی

نه برای نفع خودم

که به نفع تو

و برای رضای خدا

سخن میگویم

و به آن

عمل میکنم

به جان دوتامون دروغ نیست

منم عقلم سر جاشه

باور کن!

برچسب: موعد نزول الراتب,موقع بانيت,موقع قصة عشق, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:35

دیدی؟نفهمیدیدرجه ی حساسیتمروی چند استو هی بریدیهی دوختیو حرفهای صدمن یه غازت راتکرار کردیدیدینشنیدیزمزمه ی سکوتم راکه میگفت نه!ادامه ندهوگرنه دیگرکسی برای ادامه دادننخواهد بوددیدیبالاخرهترکت کردمای فرزند فعل حراماینگونه هردومانکمتر درد میکشیمای آمیخته ذاتت با درد و بدبختیای بدبخت خوشبختیا خوشبخت بدبختحالا می بینم کهرام ترآرام تر شدیدیگر وراجی نمی کنیو کسی نیست که به تو بگویدتا انتها بسوزکه کبریت اول راخودت گیراندی..پففف...

برچسب: ورزش3,ورد,ورق عنب, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:35

و آخرشروزیکلاغ چاق زشتیپانصدمتر آنطرف تردور مانده از رفیقان مهاجرششاید بی دلیلشاید از سرمایا از روی عادتفریاد میزندعر! عر!و منپانصد متر این سوتردر بستری گرممثل برگ  تکیده ی درخت گردوییخشکیدهامابه رنگ سبزسبز لجنیبا نسیم شوم فریادششاخه از زیر دستمسر میخوردمیرومکه خاک شومولی قبلشمیان آسمان و زمینبلند میگویملعنت به تو کلاغ خرنمی شد خفقان بگیری؟نه نمیشدبه خدا نمیشداگر میگرفتم کهمیمردمحالا برومن هم به زودیبه تو ملحق میشومباشهمنتظرم هااا!هااااااااااهااااااااااااااااوه اینجارو رو رو رو!صدا توی سرم میپیچه چه چه!توش هیچی نیست نیست ایست ایست!

برچسب: هااااي,هایده,هاني شاكر, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:34

ههمه منتظرندآسمان منتظر استو من هم لحظه شماری میکنمبرای آمدن شبانگار به دنیا آمده امبرای دیدن امشبتا آن موقعبا سرگذشت مرد بیجاره ی کتابخوانیآشنا میشومکه سنش از پنجاه گذشتهنصف بیشتر عمرش رادر سلول انفراد گذراندهو هر چه میکندجوانا خرخون دانشگاهراهی به او نشان نمیدهنددرحالی که هدفشمدرک و بورسیه وپاداش و حقوق و مزایاستخودش غذای جمع است ودلش از همه سیر استدر این بینپفک میخورمشیرین و هسته داربه یاد قدیمسنجد نامهوا تاریک تر شدهپیرمرد احساس جوانی میکندراه یاد بقیه میدهدراههای روشن تر  زندگی راو من هسته های سنجد رااز دهانم در میارم

برچسب: سنجش,سنجاب,سنجد, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:34

شیرین و مریم و دیگرانشیرینی خانه ایپاتوق سیگار و چای این و آنمرغ فروشی که همه را مرغ می بیندساندویچ های این نامردهمگی مفت نیرز و گرانهمه ی شهر شده پر از آدمهمه از ابر و سرمای آن نالانپیرمرد و  مرد میانسال و مرد جواندوچرخه سوار دست در جیب ناهار خورانسبد ناهار در دستش می آیدسوار میشود میکند دنده را خودراندختری خسته  منتظر است در باز کنندنوجوانی صورتش سرخ و چشم او گریانهرکسی یک طرف را نگاه می کندهمه جا دیوانه ای شده پنهاننانوایی آب می پاشد می شوید فحش میخوردیکی از پشت میگوید نمیخواهید مهمانجای ساختمان بیمه عوض شدهبیمه ای که بود قبلا در کنار بیمارستاندکتر کشیش خیلی زیاد کار نمی کندمیرود دنبال دلبندش از دبستانمردی لبانش غنچه گیر کرده روی لپ فرزندشمیکند از پشت پنجره نگاهی پرسانغذای تو خسته امشب چیستعید یلداست همگی را میکنند شاید احتمالا دنبلان و ران امشبی مهمان

برچسب: این و آن,این جهان وآن جهان مرا مطلب,این کجا و آن کجا, نویسنده: سام احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 18:34

صفحه بندی